# بررسی پروندههای دعوای حضانت و نفقه فرزند مشترک # در دعاوی زوجین #
«مستندات قانونی»
ماده 1169 قانون مدنی: «براي حضانت و نگهداري طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن
هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.»
تبصره: بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودك به تشخیص دادگاه می باشد.(اصلاحی مجمع تشخیص نظام 8 /9/1382)
ماده 1175 «طفل را نمی توان از ابوین و یا از پدر و یا از مادري که حضانت با اوست گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی».
ماده 1205 در موارد غیبت یا استنکاف از پرداخت نفقه، چنان چه الزام کسی که پرداخت نفقه بر عهده ي اوست ممکن نباشد دادگاه می تواند با مطالبه ي افراد واجب النفقه به مقدار نفقه از اموال غایب یا مستنکف در اختیار آن ها یا متکفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتی که اموال غایب یا مستنکف در اختیار نباشد همسر وي یا دیگري با اجازه ي دادگاه می توانند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غایب یا مستنکف مطالبه نمایند.
نظريات مشورتی اداره حقوقي قوه قضاييه:
نظریه شماره 9569/7 مورخ 16/12/85 «درصورتيكه مادر به موجب حكم دادگاه حضانت اطفال صغير خود را تحصيل نكرده، نميتواند از بابت فرزندانش دعوي مطالبه نفقه آنان را طرح كند.»
نظریه شماره 1144/7 مورخ 27/2/82 «مطالبه نفقه از جانب زوجه براي فرزندان كمتر از 18 سال درصورتيكه درخواست مشاراليها منطبق با ماده 1205 قانون مدني باشد قانوناً قابل پذيرش است.» مفهوم مخالفش این است که در غیر موارد مصرحه در ماده 1205 چنین حقی را ندارند.
نظریه شماره 10639/7 مورخ 27/12/82 «چنانچه تقديم دادخواست مطالبه نفقه توسط مادر لازم باشد مشار اليها بايد سمت قيومت داشته باشند.»
طرح پرونده اول: « مطالبه تحویل فرزند توسط زوج»
زوج بعد از گذشت مدتی با رعایت ملاحظات عاطفه مادری و امید بازگشت زوجه، در نهایتاً بعداز گذشت حدود یکسال پس از متارکه زوجه ، دادخواستی بخواسته ذیل تقدیم نموده است:
«موضوع خواسته در دادخواست: صدور حکم بر تحویل فرزند و تعیین وقت ملاقات [برای زوجه] بشرح متن و بدواً صدور دستور موقت بر ملاقات فوری فرزند [برای زوج] به انضمام خسارات....»
دادخواست تقدیمی به یکی از شعبات دادگاه خانواده محل اقامت زوجه ارجاع و با تشکیل جلسه رسیدگی و حضور وکیل زوج و عدم حضور زوجه در وقت مقرره با وصف ابلاغ قانونی، دادگاه مرجوعالیه بشرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است:
خواسته ها: [دقت شود!!]
رای دادگاه:
در خصوص دعوی آقای محمدعلی غایبی با وکالت میرسید تلوکلایی بطرفیت خانم اکرم بانو غریب بخواسته ملاقات؟؟!! فرزند مشترک به انضمام خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل با توجه به سندنکاحیه و کپی شناسنامه خواهان و عدم حضور خوانده برای دفاع و ایراد، دادگاه خواسته خواهان را محمول بر صحت تلقی و به استناد ماده 1174 قانون مدنی و ماده 41 قانون حمایت از خانواده و ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به ملاقات؟؟!! فرزند11ساله بنام الیاس غایبی بمدت 48 ساعت در آخر هر ماه از ساعت 16 روز چهارشنبه لغایت ساعت 16 روز جمعه در حق خواهان جلوی درب منزل خوانده؟!! و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل صادر و اعلام مینماید.رای صادره غیابی ....
ملاحظه میشود که در این رای؛؛؛ موضوع خواسته در صدر رای دادگاه به طرز عجیبی از «درخواست تحویل فرزند» به «درخواست حضانت فرزند» (موضوعی متمایز از موضوع خواسته مندرجه در ستون خواسته دادخواست تقدیمی) تغییر یافته و مجددا همین «عنوان خواستۀ تغییریافته » در متن رای مزبور خود مجدداً به «ملاقات فرزند» آنهم «برای خواهان یا زوج؟!» تبدیل شده که موضوعی متفاوت از ستون خواسته همان دادنامه!!! میباشد و درخصوص درخواست «دستور ملاقات فوری پدر» نیز هیچ ترتیب اثری داده نشد.
اما زوج به لحاظ عدم تمکن مالی جهت تامین هزینه تجدیدنظرخواهی از این «حکمِ سراسر اشتباه» نتوانسته تجدیدنظرخواهی نماید و ناچاراً به آن (ولو اشتباه یا ناقص؟!!) قناعت نموده و پس از قطعیت آن درخواست اجراییه و مراحل قانونی را نیز طی نموده که هیچگاه به اجرا در نیامده و بواقع اقدامی عبث با صرف هزینهای بیهوده بوده است؟؟؟!!!
طرح پرونده دوم: «مطالبه نفقه ایام زوجیت و نفقه فرزند مشترک توسط زوجه»
زوجه بعد از پانزده ماه از شروع این متارکه، دادخواست مطالبه نفقه خود و فرزند مشترک را با اضافه نمودن چندین ماه بتاریخ قبل از متارکه بر آن، تقدیم دادگاه نموده و با ارجاع به شعبه دیگری از دادگاه خانواده شهر فوق، «موضوع به کارشناسی ارجاع و سپس بدون توجه به وضعیت مالی یا درآمد زوج و صرفاً مطابق خواست زوجه نفقه ماهیانه فرزند تعیین و بر طبق همان نظریه کارشناس، در مفاد دادنامه نفقه ماهیانه تعیین گردید.»
زوج میرصادق تلوکلایی را وکیل معرفی نموده و وکیل موصوف نیز در دفاعیه خود ضمن دفاع در مقابل مطالبه نفقه ایام زوجیت زوجه، در خصوص نفقه فرزند بدین نحو توضیح داده که :
..... فرزند وفق ماده 1169 قانون مدنی در ولایت و حضانت قانونی موکل قرار دارد و خواهان [زوجه] بدون اجازه موکل او را با خود برده و اقدام او در این خصوص غیر قانونی بوده و اقدام غیر قانونی موجد حقی نخواهد بود و بر این اساس، خواهان بعنوان مادر سمت و اهلیت طرح دعوا به نمایندگی از او را ندارد. زیرا اقامه دعوي وفق صراحت بند 3 و 5 ماده 84 قانون آيين دادرسي مدني و نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه به شماره های 9569/7 مورخ 16/12/85 ، 1144/7 مورخ 27/2/82 و 10639/7 مورخ 27/12/82 نيازمند اهليت قانوني بوده و در پرونده حاضر خود فرزند که فاقد اهلیت قانونی بوده و مادرش نیز سمتی نداشته و ماده 6 قانون حمايت خانواده مصوب۱/۱۲/۱۳۹۱ نیز بلحاظ فقدان ضرورت یا حضانت قانونی قابلیت اعمال ندارد و ضمن اینکه حتی با وجود حکم ملاقات فرزند توسط دادگاه، به او اجازه ملاقات نمیدهد که با عنایت به جمیع موارد در این خصوص، پذیرش و موثر دانستن چنین دعوایی محل ایراد است.
لذا استدعا میشود دادگاه محترم در صورت صلاحدید، بدوا" وضعیت استحقاق نفقه به خواهانها و تعیین وضعیت سمت خواهان در طرح دعوا از جانب فرزند مشترک را مورد رسیدگی قرار داده و سپس نسبت به اخذ نظریه تکمیلی کارشناس محترم در خصوص موارد فوق الذکر دستور لازم را مبذول و نهایتا تصمیم مقتضی را اتخاذ فرمایند.
در نهایت هیچیک از این دفاعیات فوق موثر واقع نشده و دادگاه بدوی رسیدگی کننده حتی بدون ملحوظ و معتبر دانستن اظهارنامه ارسالی ، بشرح ذیل رای به محکومیت زوج(پدر) داده است:
« در خصوص دعوی خانم ...... (زوجه) با وکالت .... بطرفیت آقای ..(زوج) با وکالت میرصادق تلوکلایی بخواسته تقاضای نفقه معوقه از تاریخ.....( 10ماه قبل از ترک منزل) تازمان واجب النفقه بودن و نفقه فرزند مشترک بنام .......... 11 ساله از زمان تقدیم دادخواست با توجه به محتویات پرونده و تصویر مصدق سند نکاحیه که حکایت از رابطه زوجیت بین طرفین پرونده از تاریخ 25/3/80 دارد و حسب مقررات قانونی زوجین مکلف به حسن معاشرت!! و زندگی در کنار یکدیگر !! و در منزلی که زوج مهیا مینماید، میباشند و در صورت تمکین!! زوج مکلف به پرداخت نفقه همسر واجب النفقه خود میباشد و خواهان اظهار میدارد خوانده [زوج!!؟؟] مدت یکسال هست که منزل را ترک نموده!؟! است و دادگاه پس از جری تشریفات قانونی تشکیل جلسه داده است و خوانده با معرفی وکیل در جلسه شرکت نموده و لایحه ای به شماره ... ارسال که در لایحه تقدیمی اظهار داشته که خود زوجه منزل مشترک را ترک نموده و حاضر به تمکین نبوده و خوانده تقاضای تمکین نموده است و شخص خواهان ترک منزل نموده و استرداد جهیزیه هم داده است اما در خصوص نفقه فرزند نیز با توجه به اینکه فرزند یازده سال سن دارد و تحت سرپرستی و حضانت خواهان قرار ندارد بلکه همچنان تحت حضانت و ولایت خوانده میباشد زیرا خواهان ترک منزل نموده و بدون اجازه منزل را ترک و فرزند را با خود برده است و از آن زمان اجازه ملاقات یا حتی مکالمه تلفنی نمیدهد و دعوای ملاقات طرح و منجر به صدور رای شده است بنابراین اولا خود فرزند بلحاظ عدم رسیدن به سن قانونی اهلیت قانونی طرح دعوی مطالبه نفقه را ندارد و خواهان نیز سمتی در طرح دعوی نفقه فرزند را ندارد و دادگاه نیز با توجه به اینکه اولاً: تمکین خوانده مردود اعلام شده ودر مرجع تجدیدنظر تایید شده است و...... در مورد نفقه فرزند با توجه به اینکه فرزند نزد مادر زندگی میکند و خوانده فقط تقاضای ملاقات نموده و حکم ملاقات نیز صادر شده است و تقاضای حضانت ننموده است، بنابراین تا زمانیکه فرزند به سن قانونی نرسیده و مستقل نگردیده زوج مکلف به پرداخت نفقه فرزند مشترک میباشد.... دادگاه به استناد مواد 1102 و1106 و 1107 و 1111 و 1199 قانون مدنی اظهارات خواهان را وارد دانسته و خوانده را به پرداخت نفقه معوقه تا تاریخ ...(اجرای حکم) بمبلغ....... ریال بابت نفقه معوقه همسر و فرزند مشترک و از تاریخ فوق بملغ ماهیانه سه میلیون ریال بابت نفقه همسر و .......... ریال بابت نفقه فرزند در حق خواهان محکوم مینماید.....»
وکیل زوج از این رای تجدیدنظرخواهی کرده و در لایحه خود چنین توضیح داده:
.... در اعتراض و تجدیدنظرخواهی از دادنامه شماره ..... صادره از شعبه ..... دادگاه حقوقی .... باستحضار میرساند متاسفانه دادگاه محترم بدوی بدون رسیدگی دقیق و کنکاش کافی ، بدون توجه به دلایل و دفاعیات ابرازی موکل موضوع را بصورت مطلق به کارشناس ارجاع و متعاقباً کارشناس محترم نیز با نادیده گرفتن دلایل و شرایط موجود به ارائه نظریه پرداخته و نهایتا براساس این نظریه رای صادر شده است ... لذا بلحاظ نقص تحقیقات، بی توجهی به مدارک و ادله ابرازی و همچنین عدم توجه به موازین قانونی و بنا به دلایل و نکات مهم و موکد ذیل ، نقض دادنامه معترضعنه و صدور رای به بیحقی تجدیدنظرخواندگان بنابه صلاحدید مورد استدعاست:
در این اعتراضیه نیز علاوه بر اشاره به لوایح مضبوط در پرونده، مجدداً با تکرار نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه و تکرار دفاعیات دادگاه بدوی، نکات ذیل نیز بر آن افزوده شد:
......... اما اینکه در دادنامه قید شده موکل صرفاً دادخواست ملاقات داده و مطالبه حضانت نکرده، استدلال صحیحی نیست؛ زیرا :
حضانت فرزند 11 ساله وفق ماده 1169 قانون مدنی حق مصرح قانونی موکل بوده و نیاز به حکم جدید ندارد و سلب این حق بموجب ماده 1175 این قانون مستلزم ادله است. علاوه برآن، عدم درخواست حضانت دلیلی برای ایجاد حق مطالبه نفقه برای مادر نمیباشد.
رای دادگاه تجدیدنظر:
تجدیدنظرخواهی آقای ... با وکالت.... از دادنامه شماره .....صادره از شعبه ..... دادگاه خانواده.... که بموجب آن حکم به محکومیت وی به پرداخت مبلغ........ بابت نفقه همسر از تاریخ.... تا تاریخ ... و نفقه فرزند از تاریخ تقدیم دادخواست تا...... و نیز پس از آن به پرداخت .......... با توجه به اینکه حسب اوراق پرونده زوجین تا تاریخ... باهم زندگی مشترک زیر یک سقف داشتند و زوجه در منزل تهیه شده از سوی زوج سکونت داشت لذا زوجه تا تاریخ مذکور استحقاق دریافت نفقه ندارد زیرا ظاهر در پرداخت نفقه است و دلیلی برخلاف آن اقامه و ارائه نشده است.
علیهذا این قسمت از دادنامه صادره درخور نقض بوده با پذیرش اعتراض تجدیدنظرخواه و انطباق آن با جهت و شقوق تجدیدنظرخواهی مستندا به ماده 352 قانون آیین دادرسی مدنی این بخش از دادنامه صادره نقض و حکم بر بطلان دعوی اولیه صادر و اعلام میگردد و اما اعتراض تجدیدنظرخواه نسبت به سایر قسمتهای دادنامه صادره به کیفیتی نیست که به ارکان و اساس رای صادره و تشخیص و استنباط دادگاه نخستین خدشه ای وارد نماید و موجب نقض آن گردد... .....
ملاحظه میشود در دادگاه تجدید نظر نیز : اولاً: نشوز خود زن و به اظهار نامه ارسالی اهمیتی داده نشد ثانیاً: به سمت مادر در مطالبه نفقه فرزند توجهی نگردید. (از این رای درخواست اعاده دادرسی شده که نتیجه آن متعاقبا خواهد آمد)
پرونده سوم: درخواست حضانت فرزند توسط زوج
با تایید رای نفقه ؛ زوج بناچار برای رهایی از مشکل پیش آمده علی الخصوص محکومیت در پرداخت نفقه فرزند، دادخواست حضانت فرزند را توسط وکیل تقدیم و وکیل تعرفه شده چنین توضیح داده است:
.... ...... خوانده زندگی مشترک را ترک و فرزند موصوف را نیز با خود برده است؛ موکل بدواً دادخواست ملاقات با فرزندش (اگرچه مطالبه تحویل فرزند بوده) را مطرح که بکلاسه پرونده ..... مورد رسیدگی و صدور حکم قرار گرفته و پرونده اجرایی شماره .... نیز تشکیل شده است. اما از آنجایی که خوانده به تداوم جدایی اصرار ورزیده و دادخواست طلاق نیز طی پرونده ... در شعبه .... دادگاه حقوقی..... مطرح نموده و مستنداً به ماده 1169 قانون مدنی حضانت فرزند بموکل تعلق داشته بنابه صلاحدید صدور حکم به حضانت موکل و محکومیت خوانده به استرداد فرزند بشرح دادخواست تقدیمی مورد استدعاست.
پرونده به شعبه صادر کنندۀ رای ملاقات مارالذکر ارجاع و پس از جری تشریفات دادرسی و استماع دفاعیات چنین رای داده است:
موضوع خواسته: حضانت:
در این پرونده آقای ....با وکالت ...... بطرفیت خانم...... دادخواستی بخواسته صدور حکم حضانت فرزندپسر بنام .... را تقدیم نموده و اظهار داشته پسر بنام .... که متولد ... میباشد نزد خوانده زنذگی مینماید تقاضای صدور حکم حضانت را دارم. خوانده در دفاع اظهار داشت بنده وکالت در طلاق و حضانت فرزند دارم [توضیح:حکم حضانت نبوده بلکه وکالت در امر درخواست حضانت بوده است] و فرزندم حاضر نیست با پدرش زندگی نماید. دادگاه فرزند مشترک را حاضر نموده[بدون حضورخواهان یا وکیل] که اظهار داشت حاضر نیستم با پدرم زندگی نمایم. علیهذا دادگاه خواسته خواهان را محمول بر صحت ندانسته و باستناد ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 41 و 45 قانون حمایت خانواده حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر مینماید......
وکیل خواهان از این رای تجدیدنظرخواهی کرده و بدین نحو توضیح داد:
در اعتراض و تجدیدنظر خواهی از دادنامه شماره..... باستحضارمیرساند ....... تجدیدنظرخوانده درتاریخ ..... منزل مشترک را ترک و فرزند موصوف را نیز بدون اجازه موکل با خود برده ..........که با کمال شگفتی دعوای موکل برخلاف نصوص قانونی محکوم به رد گردید و این در حالیست که:
اولاً: بنا به تصریح ماده 1169 قانون مدنی حق حضانت فرزند 12 ساله بموکل تعلق داشته و سلب این حق موکل بموجب ماده 1175 همین قانون مستلزم وجود ادله قانونی است.
ثانیاً: مشارالیه فرزند را بدون اجازه پدر و بدون وجودحقی از منزل موکل خارج نموده و با خود برده و بمدت بالغ بر 18 ماه او را از پدرش مخفی کرده و از ملاقاتشان ممانعت و حتی اجازه مکالمه تلفنی هم نداده است. سند کتبی مبنی بر ممانعت از ملاقات نیز ارائه گردید، بنابراین وفق ماده ۴۱ قانون حمایت از خانواده؛ (حتی با فرض تعلق آن به زوجه) ممانعت از ملاقات خود موجب سقوط حق حضانت و وفق ماده 54 این قانون مستوجب مجازات برای ممانعت کننده بوده است.
ثالثاً: برخلاف آنچه در دادنامه معترضعنه آمده، براساس مشهودات ملاقات اتفاقی [یکبار] موکل با فرزندش ، خود فرزند تمایل شدید به زندگی نزد موکل دارد. ..... لذا در اثبات صحت این ادعا شایسته است وفق مواد 23 و 24 آیین نامه اجرایی قانون حمایت از خانواده مصوب 27/11/93 عمل شود.
رابعاً: حسب حکم اجرایی شماره ....... در معیت مامور اجراییات در تاریخ 8/5/94 به درب منزل مشارالیه جهت ملاقات مراجعه نموده که نامبرده مانع اجرای حکم شده و فرزند را تحویل موکل نداده و موضوع طی نامه شماره ..... مورخه ...... به دادگاه صادر کننده حکم اعلام و مقرر گردید در مورخ .... ملاقات در دادگاه انجام پذیرد که وی از این تصمیم دادگاه نیز استنکاف ورزیده و مانع ملاقات شده است. (مدارک پیوستی)
خامساً: تجدیدنظرخوانده توان مالی خوبی نداشته و برابر قرائن موجود در پرونده مطالبه نفقه بشماره مطروحه در شعبه ... دادگاه حقوقی، در صدد مددجویی از کمیته امداد امام (ره) میباشد و به قدر مسلم مخارج و مایحتاج ضروری فرزند، با واگذاری حضانت بموکل بهتر تامین خواهد شد.
سادساً: با التفات به ماده 45 قانون حمایت خانواده، مصلحت فرزند در زندگی نزد موکل بهتر تامین خواهد شد.
لذا با عنایت به تمامی موارد معنونه ، بلحاظ عدم رعایت موازین قانونی و عدم ملاحظه پرونده استنادی درخصوص ممانعت مکرر و متوالی تجدیدنظر خوانده از اجرای حکم و ملاقات موکل با فرزندش و ایراد خدشه به حق مسلّم و قانونی موکل، بنا بصلاحدید، نقض دادنامه صدرالاشاره و صدور رای به حضانت موکل و استرداد فرزند مورد استدعاست.
رای دادگاه تجدید نظر:
در خصوص تجدید نظر خواهی آقای ... بوکالت از ..... بطرفیت ........ از دادنامه شماره .... مورخ.... صادره از شعبه ... دادگاه عمومی حقوقی .. که بموجب آن حکم به بطلان دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته حضانت و نگهداری از فرزند مشترک بنام.... متولد .. داده شد. باتوجه به محتویات پرونده، چون مستفاد از ماده 1169 قانون مدنی اولویت در حضانت طفل از هفت سالگی با پدر است، بنابراین به حکم قانون حضانت طفل مشترک با تجدیدنظر خواه بعنوان خواهان نخستین میباشد. از طرفی این حضانت طفل مشترک سابقاً بموجب حکم محکمه یا قرارداد به مادر واگذار نشده است. همچنین وکالت تجدیدنظر خوانده از تجدیدنظرخواه در طلاق و اجرای صیغه دلیل بر واگذاری حضانت طفل به مادر نمیباشد. بنابراین دعوی قابلیت استماع ندارد. مستنداً به مواد 2 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای تجدیدنظرخواسته، قرار رد دعوی تجدنظرخواه بعنوان خواهان نخستین را صادر مینماید....
پرونده چهارم : درخواست اعاده دادرسی از رای نفقه فرزند
متعاقب صدور رای حضانت ؛ به استناد آن، زوج شخصاً از رای قطعی نفقه فرزند از شعبه تجدیدنظر همان رای بشرح ذیل تقاضای اعاده دادرسی نمود:
با تقدیم احترام در خصوص رای قطعی اصداری آن شعبه ......... درتایید دادنامهمتعرضعنه بشماره مورخه .... مربوط به پروندۀ شمارۀ ........ مطروحه در شعبه (بدوی) مبنی بردعوای مطالبه نفقه فرزند مشترک توسط خواهان بدوی (مادر) به نیابت از فرزند ........... بطرفیت اینجانب ........... باستحضار میرساند:
باوجودیکه خود فرزند 11 ساله، فاقد اهلیت قانونی برای طرح دعوا بوده و تحت حضانت و سرپرستی مادرش بعنوان خواهان پرونده بدوی نیز قرار نداشته ، بلکه به حکم ماده 1169 قانون مدنی همچنان تحت ولایت و حضانت بنده (پدر) بوده و براین اساس در این قسمت از پرونده به لحاظ عدم رسیدن فرزند به سن قانونی و تبعا فقدان اهلیت قانونی برای طرح دعوی و همچنین عدم احراز سمت دیگر خواهان پرونده (مادر) برای طرح دعوی از جانب وی مستنداً به ماده قانونی فوق الذکر و بندهای 3 و 5 ماده 84 و مواد52، 59 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین نظریات مشورتی شماره 9569/7 مورخ 16/12/85 ، 10639/7 مورخ 27/12/82 و همچنین بلحاظ اینکه مادرش بدون اجازه و غیر قانونیفرزند را با خود برده ؛ اهلیت طرح دعوا به نمایندگی از او را ندارد. به همین جهات این قسمت از دعوی محکوم به رد بوده که متاسفانه دادگاه بدوی رسیدگی کننده، بدون توجه به دفاعیات مزبور طی دادنامه شماره ..... مورخه ....... با استدلال به عدم تقدیم دادخواست و کسب حکم حضانت فرزند از سوی پدر؟؟؟ بشرح سطور 22 الی 24 از صفحه اول دادنامه اصداری، دعوی مطروحه را پذیرفته و رای محکومیت اینجانب به پرداخت نفقه فرزند صادرنموده است. که با تجدید نظرخواهی بعمل آمده و ارجاع به این شعبه و با وجود تاکیدمجدد بر دفاعیات فوق الذکر این قسمت از رای معترضعنه نیز عینا تایید گردید.
حالیه با توجه به اینکه حق حضانت قانونی بنده طی دادنامه شماره ....... مورخه ....... اصداری شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران (تصویر مصدق پیوست) مورد تایید و تاکید قرارگرفته، مستندا به بند 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی صدور قرار قبولی اعاده دادرسی و نقض آن قسمت از رای مربوط به محکومیت پرداخت نفقه فرزند بانضمام جبران خسارات دادرسی و بدوا مستندا به بند الف ماده 437 تاخیر اجرای حکم موضوع درخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست.
رای دادگاه تجدیدنظر در خصوص اعاده دادرسی:
در این پرونده آقای ...... بطرفیت خانم...... و آقای .[نام فرزند] درخواست اعاده دادرسی از دادنامه شماره...... مورخ.... صادره از این محکمه را نمود و مستند درخواست وی دادنامه شماره....... مورخ... صادره از شعبه .و.. دادگاه تجدیدنظر استان میباشد. دادگاه با بررسی مستند درخواست نظر به اینکه حسب مفاد مواد 41 و 45 و6و 7 قانون حکایت خانواده مادر یا هر شخصی که حضانت طفل را به اقتضا ضرورت بر عهده دارد، حق اقامه دعوی برای مطالبه نفقه طفل را دارد و رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان در کلیه تصمیمات دادگاهها و مقامات اجرایی الزامی است و در مانحن فیه اولاً مستند دعوی دلیلی بر حقانیت مستدعی اعاده دادرسی نیست زیرا حکمی صادر نگردید بلکه قرار صادر شد ثانیاً برفرض صدور حکم با توجه به اینکه موضوع درخواست حضانت فرزند میباشد از زمان قطعیت به بعد تسری دارد علیهذا درخواست اعاده دادرسی با هیچیک از بندهای ماده 426 قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی منطبق نمیباشد از اینرو به استناد تبصره ذیل ماده 435 قانون یاد شده قرار رد درخواست اعاده دادرسی صادر و اعلام میگردد. این رای قطعی است.
تتمه:
باستناد همین رای از دادگاه بدوی صادرکننده رای نفقه درخواست توقف اجرای حکم پرداخت حداقل برای بعد از تاریخ فوق نیز درخواست گردید که ترتیب اثر داده نشده و روج همچنان مشغول پرداخت نفقه بوده و مکررا هم با حکم جلب مواجه میشود.
و بحث دنباله دار دعوای کیفری ترک انفاق....
نتیجه::
طبق این روش؛ اگر در اختلافات خانوادگی، زوجهای به هردلیلی منزل شوهرش را ترک نماید و فرزند را ولو غیرقانونی؟؟ باخود ببرد، دیگر برای همیشه حق با او بوده و شوهرش (مخصوصاً اگر فاقد تمکن مالی باشد) محکوم به فنا خواهد بود. به این نکات کلیدی توجه گردد. #فتامل!!#
مطالب حقوقی و قضایی...ما را در سایت مطالب حقوقی و قضایی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 97